تبليغاتX

من و تو قصه ی کهنه کتابیم مگه نه؟
من و تو قصه ی کهنه کتابیم مگه نه؟
به وبلاگ من و تو قصه ی کهنه کتابیم مگه نه؟ خوش آمدید
مدیریت وبلاگ را با ارایه نظرات و پیشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمایی نمایید.
با آرزوی لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزیز .
» نامه عاشقانه
یکشنبه 30 مهر1385 - 8:48 بعد از ظهر - نویسنده : مریم
فقط اين مدلش را نديده بوديم كه ديديم

نامه عاشقانه روي ۵۰۰ توماني واقعا نوبر والا

البته اين هم يه نوع اش ديگه

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» جغرافياى آقايان
جمعه 28 مهر1385 - 8:55 بعد از ظهر - نویسنده : مریم

آقايان در سن 14 تا 17 سال مانند کشور کره شمالي هستند:قدرتی ندارند ولی مانند این کشور ادعای قدرت و سرکشی مي کنند


در سن 18 تا 19سالگى، مثل هندوستان هستند: برای زندگی کردن 4راه پيش روی خود ميبينند يا کنکور و قبولی يا سربازی به عبارت بهتر(آشخوری)یا بیشتر مواقع عاشق مشن و تا صبح واسه عشقشون شعر ميگن و یا پایان زندگی و مرگ


در سن 20 تا 27 سالگى، مانند کانادا هستند: بسيار خون گرم و مهربان اوج جوانی، زيبا و دلربا، برای هر دختری خيلی زود ويزای پزیرش صادر ميکنند..در اين دوران در تمام مدت از طرف جنس مخالف زير نظر هستن و برايشان دامهای زيادی گسترانده شده است


بين سن27 تا 32 سالگى، مانند ترکيه هستند: بدين معنا كه در دام گرفتار شده اند و فقط به حرف رئيس بزرگ که همان خانومشان باشد گوش ميدهند...پر از عشق


در سن 32 تا 40 سالگى، مثل ژاپن هستند: کاملا کاری شده اند..آينده روشن را در فعاليت شبانه روزی ميبينند


بين 40 تا 50 سالگى، مانند روسيه  هستند: بسيار پهناور، آرام و بسیار قدرتمند در جامعه و به عنوان راهنما و حلال مشکلات


در سن50 تا 65 سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال يافته شوروی سابق: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده


بعد از 65 سالگى، شبيه عربستان هستند: همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام مي گذارند

اميدواريم آقايان با خواندن اين مطلب از ما دلخور نشده باشن شده باشن هم مشکلی نیست!!



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» آخرین پست!
پنجشنبه 8 تیر1385 - 5:17 بعد از ظهر - نویسنده : مریم
سلام خدمت دوستای ام....یا به عبارتی دیگر:سلام از روی ارادت نه از روی عادت

امروز آخرین پست منه

می خوام از تک تک شماها تشکر کنم که تا الان با من بودید و با نظراتتون منو شاد کردید

من یکشنبه دارم میرم ایران و دیگه آپ نمی کنم چون اونجا که برم حال آپ کردن و این حرفا رو ندارم

دیگه من اسم هاتون را نیاوردم چون خیلی هستید

به هر حال هر خوبی هر بدی حلالم کنید

و اینکه ببخشید که دیر بهتون سر میزدم

تا سه ماه از دسته من راحت میشید

به قول یکی از دوستای ام  چه قدر سخته فارسی تایپ کردن

دستم درد گرفت دیگه دستمم درد گرفت

دلم براتون تنگ میشه

شاد باشید!!!

فعلا بابای!

 

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» یکی را دوست می دارم...
یکشنبه 28 خرداد1385 - 7:49 بعد از ظهر - نویسنده : مریم

آری ،

یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم

او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من است

او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است

یکی را دوست میدارم

آری ، او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است

قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساست پاک قلبم میباشم

یکی را دوست میدارم ،

همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم

آمد و مرا با خود به دشت دوستی ها برد

او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش مرا به اوج آسمان آبی برد و

مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد

یکی را دوست میدارم ،

همان کسی که هر شب برایم قصه لیلی و مجنون

در گوشم زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد

یکی را دوست میدارم ،

همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به

من آموخت

اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم

او مثل ابر بهار زود گذر نیست ، او برایم مانند یک آسمان است که همیشه

بالای سرم می باشد

آسمانی که زمانی ابری می شود چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شود

آری ، تو برایم مانند همان آسمانی

یکی را دوست میدارم ،

آنقدر تو را شکنجه م

او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است

پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ، بمان و تسلیم احساسات پاک

من باش

می خواهم تو را شکنجه دهم ، شکنجه عشق و محبت خودم !!!!ی دهم تا تمام وجود من شوی ، چون که تو را دوست

دارم

ای خورشید آسمان روزهای من ، ای مهتاب روشن بخش شبهای من ، ای

ستاره درخشان آسمان تیره و تار من ، ای آسمان زندگی من و در پایان ای

همدم زندگی من ، با من باش چون که تو را دوست میدارم ، آری ، تو را

دوست میدارم… فقط تو را…!

با تمام احساس تقدیم به امیدزندگانیم



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» فـــــــــــــــرهنگ لغات
دوشنبه 22 خرداد1385 - 7:28 بعد از ظهر - نویسنده : مریم

آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود
آدم خوار: انسان دوست افراطي
آدم مغرور: كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
بزبيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» كپی رایت
Home - Contact Us - Creative Design Center - top -

Powered by BLOGFA.COM
Copyright ©2005 - 2006 , template4u4me.mihanblog.com
منبع كدهاي جاوااسكريپت